بسیجی و سپاهی و مامور نیروانتظامی، نیستم. اساساً نظامی تر از این حرف ها هستم، در عین حالیکه ژنرال و تیمسار و افسر هم نیستم ولي وبدار و سرهك دار هستم . توپ و تانک و مسلسل هم ندارم. گرافيك خواندم، وجهه کاری، ویلا تو ساری و پاسپورت کانادایی نیز ندارم. اما... یک مداد استدلر دارم و مقداري رنگ و قلم مو .نوک مدادم را با مدادتراش تیز کردم. گرفتم به سمت فتنه گرانی که گلوی برادرانم را بریدند.من فریاد آنها را نشانه گرفته ام.از تهمت خشونت طلبی هم باکی ندارم. این مداد، شمشیر من است. هدفش فریاد آمریکایی ها و اسراییلی هاست. پس مواظب باشید، این فریاد از حلقوم شما بیرون نیاید. خلاصه از ما گفتن بود. ------------------------------------------ ما آزموده ایم در این شهر بخت خویش بیرون باید کشید از این ورطه رخت خویش ------------------------------------------ خدایا، پرواز را به ما بیاموز تا مرغ دست آموز نشویم، و از نور خویش آتش در ما بیفروز تا در سرمای بی خبری نمانیم. خون شهیدان را در تن ما جاری گردان تا به ماندن خو نکنیم و دست آن شهیدان را بر پیکرمان آویز تا مشت خونین شان را برافراشته داریم. خدایا، چشمی عطا کن تا برای تو بگرید ، دستی عطا کن تا دامانی جز تو نگیرد، پایی عطا کن که جز راه تو نرود و جانی عطا کن که برای تو برود. --------------------------------- سُبْحانَكَ يا اَللّهُ تَعالَيْتَ يا رَحْمنُ اَجِرْنا مِنَ النّارِ يا مُجيرُ سُبْحانَكَ يا رَحيمُ تَعالَيْتَ يا كَريمُ اَجِرْنا مِنَ النّارِ يا مُجيرُ سُبْحانَكَ يا مَلِكُ تَعالَيْتَ يا مالِكُ اَجِرْنا مِنَ النّارِ يا مُجيرُ سُبْحانَكَ يا قُدُّوسُ تَعالَيْتَ يا سَلامُ اَجِرْنا مِنَ النّارِ يا مُجيرُ سُبْحانَكَ يا مُؤْمِنُ تَعالَيْتَ يا مُهَيْمِنُ اَجِرْنا مِنَ النّارِ يا مُجيرُ سُبْحانَكَ يا عَزيزُ تَعالَيْتَ يا جَبّارُ اَجِرْنا مِنَ النّارِ يا مُجيرُ سُبْحانَكَ يا مُتَكَبِّرُ تَعالَيْتَ يا مُتَجَبِّرُ اَجِرْنا مِنَ النّارِ يا مُجيرُ --------------------------------- عضو مرکز وبلاگ نویسی دینی خراسان جنوبی به کد عضویت 5048